تبلیغات
سیمای زنی در دور دست - در هم...

شوخی کردم بی خیال!


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:جمعه 21 بهمن 1390-01:10 ق.ظ

نویسنده :سارینا

در هم...

دو شنبه ای با دوستای دبیرستانیم قرار داشتم , واسه ی اولین بار همه ی کاراشم

خودم انجام دادم . همیشه از زیر این جور کارا و هماهنگی ها درمیرفتم. کافه ویونا رو

انتخاب کردم . شعبه یوسف آباد . خیلی خوش گذشت . همه چی عالی بود . 3 تا از بچه

هایی که قرار بود بیان نیومدن شدیدا دوست داشتم یکیشونو ببینم . ولی سرما خورده

بود مجبور بود بره دکتر . خیلی دوسش دارم نمیدونم چرا .

همه چی تو کافه خوب بود به غیر از یه مورد کافه چی ها چشم ازمون برنمیداشتن 6 تا

دختر جوون دیده بودن ول نمیکردن. بچه ها معذب بودن . آره جون عمشون

به غیر یکیشون , بقیه رو یه بار دیگه 2 سال پیش که دور هم جمع شده بودیم دیده

بودم .تو این 2 سال اتفاقات زیادی برای شون افتاده بود .

 شادی با یکی 4 سال دوست بوده میدونین پسره چی میشه ؟ معتاد ! اونم به شیشه .

میگفت خیلی عذاب کشیده سرش و اخلاقش از اونی که بود گند تر شده !!!

سیما هم که در به در دنبال شوهر بود . ولش میکردی با یکی از اون کافه چی ها دوست

میشد .  این سیما خانم ما یه بار شدیدا عاشق شده بوده! عاشق کسی که فقط 2

هفته باهاش دوست بوده . یارو خواسته ی نا معقول داشته میبینه سیمای قصه ی ما

اهلش نیست ولش میکنه  . تازه چی از سیما کوچیکتر بوده , سنشم دروغ گفته بوده!

بقیه هم هر کدوم به نحوی داستان داشتن . یکی از بچه ها که طلاق گرفته بود

هما هم که بابای پسره , تسط کامل روش داشت و اینا نمیتونستم به هم برسن . یعنی

همچین آدمی همون بهتر بهش نرسی

مونا هم که یه سال دیگه میاد بگیرتش!

منم که هیچی دیگه همه منتظر بچه امن . فکر کــــــــــــــــن. به قول شادی الان تو باید

با بچت میومدی میذاشتیمش رو میز باهاش بازی میکردیم. میگم بنده خدا بچه داشتم

اینجا چی کار میکردم . باید یکی تو سر خودم میزدم یکی تو سر خودم بازم

اون دوستمم که خیلی منتظرش بودم بیاد ولی نیومد بهم زنگ زد . کلی خوش و بش

کردیم. گفت کوفتتون بشه من نبودم!

فردا شاید بریم عروسی فامیلای پدر شوشو تو ورامین! من نمیدونم چرا این جور جاها

خودشون نمیرن!!! همیشه باید یه کاری کنن ما بهشون وصل باشیم . شوشو هم

نمیشناستشون چه برسه به من . اَه!!!

راستی 27 بهمن تولدمه. بچه ها بهم گفتن تولد بگیر . ولی والا حالش نیست. بعدشم ا

ون یکی دوستامم باید دعوت کنم ( اونایی که ازدواج کردن ) چون که تولداشون رفتیم

خوردیم رقصیدیم البته کادو هم دادیماااا , نمیشه که دعوت نکنم.پس فردا تو فیس

عکسامو ببینن !!! احسان میگه اونارو فقط زناشونو دعوت کن بگو بقیه دوستام

مجردن!!!. ولی به نظر من نمیشه . خوب نیست .  میدونین مشکل کجاس ؟آخه

همسران اونا باید بخورن! مشروبی جات رو میگم تا بیان وسط ما هم که اهلش نیستیم .

نمیدونم به دردسرش نمی ارزه به احسان میگم منم یکی باشه واست بپزه , بریزه ,

بیاره , ببره , بشوره , جمع کنه منم اون وسط واسه خودم خانمی کنم دوست دارم تولد

بگیرم ولی این که همه کارا رو خودم انجام بدم آخرشم جنازم بیفته وسط همون  بهتر

تولد نگیرم. والا بیکارم مگه . نیست مدیریت چند تا پروژه رو در دست دارم!

مخاطب خاص : دوست عزیز اون شخص مورد نظرم که که گفتم واسه سلامتیش دعا

کنید وبلاگ من و مادر شوهر و جاریست نه اونی که شما گفتی. بعدشم آخه دختر خوب

چه جوری تو پیغام خصوصی جوابتو بدم خوب!



نظرات() 
cialis
پنجشنبه 3 خرداد 1397 05:39 ب.ظ
This is a topic which is near to my heart... Thank you!
Exactly where are your contact details though?
cialis pills for sale
سه شنبه 7 فروردین 1397 04:49 ب.ظ
Attractive section of content. I just stumbled upon your web site and
in accession capital to assert that I get in fact enjoyed account your blog posts.
Anyway I will be subscribing to your augment and even I achievement you access consistently fast.
Foot Complaints
جمعه 13 مرداد 1396 10:07 ب.ظ
I got this web site from my buddy who told me on the topic of this site and at the moment this time
I am visiting this website and reading very informative articles or reviews at this place.
غزال(تنها)
جمعه 28 بهمن 1390 01:45 ق.ظ
من برگشتم..
بیا وبم
رمزو هم بهم بده..
پاسخ سارینا : خوش گلدی :)
بهار
چهارشنبه 26 بهمن 1390 10:59 ق.ظ
سلام سارینا جونم
پیشاپیش تولدت مبارك باشه خانم
خیلی خوش میگذره وقتی تولد میگیری. بنظر من بگیر و دور دوستا خوش باشین
پاسخ سارینا : واقعا؟
مرسی عسیسم :*
bita
چهارشنبه 26 بهمن 1390 01:02 ق.ظ
madar nazayide kasi ke ramz nade behem
bita
چهارشنبه 26 بهمن 1390 12:04 ق.ظ
tavalod begir manam biyam arabi beraghsam haal koni
پاسخ سارینا : به خدا حالشو ندارم وگرنه میگرفتم100% دعوتت میکردم . والا..
خواهرشوهر
سه شنبه 25 بهمن 1390 08:50 ب.ظ
این جور دوره ها خعلی باحالن .
تولدت پیشاپیش مبارک
پاسخ سارینا : خعـــــــــلی :)
ممنونم :))
غزال(تنها)
سه شنبه 25 بهمن 1390 03:48 ب.ظ
khoobi sarinaaaaaaaaaaa?
konkoor dari?
age dari movafagh bashi khanoomi
پاسخ سارینا : سلام . مرسی عزیزم :)
ahoura
سه شنبه 25 بهمن 1390 03:45 ب.ظ
be manam sar bezanid
mohammad
دوشنبه 24 بهمن 1390 11:18 ب.ظ
من شما رو می‌شناسم آیا !؟
پاسخ سارینا : نه! وبلاگ شما 3 تا نویسنده داره . من برای غزال کامنت گذاشته بودم گه دقت کنید!!!
پارمین
دوشنبه 24 بهمن 1390 12:58 ب.ظ
منم از این دوره ها خیلی دوست دارم
من پیشاپیش تولدتو تبریک میگم عزیزم.
راستی مرسی که به فکرم بودی
پاسخ سارینا : قربونت برم عزیزم .
در مسیر سرنوشت
دوشنبه 24 بهمن 1390 09:41 ق.ظ
سارینای عزیزم ...دوره گذاشتن با دوستای قدیمی کار بسیار خوب و دلپسندیه ....همیشه از این کارا بکن...امیدوارم خوش باشی عزیزم ...
پاسخ سارینا : ممنون پونه جون :*
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر