تبلیغات
سیمای زنی در دور دست - میفروشمش =)

شوخی کردم بی خیال!


Admin Logo
themebox Logo



تاریخ:پنجشنبه 9 آذر 1391-04:00 ب.ظ

نویسنده :سارینا

میفروشمش =)

سلاااااام 
خبر خاصی نیست غیر اینکه همسر مریضه و من موفق شدم 2 روز تو خونه نگهش دارم 

خلاصه که برنامه داشتیم با آقا !!آروم و قرار نداره بچه همون روز اول که مریض شده بود و تب داشت منو برده منیره کفش کوه ببینه کلی دعواش کردم تا راضی شده برگرده خونه استراحت کنه 

قرار بود برادر شوهر بزرگه از یه مغازه خاص واسه ما یه دونه کیف بخره , گفته بودم که 2 تا برادر شوهرا جفتشون تو بلاد کفر زندگی میکنن ؟ , البته از این جهت میگم خاص که اجناسشون همیشه تو حراجه , آررره گلم  

آقا ما یه روز خونه نبودیم ایشون رفته به شهر مجاور و واتس اپ گوشیشم و هم فعال کرده شروع کرده عکس فرستادن به آقای شوهر که این کیف خوبه یا این؟ 

شوهر زنگ زده به ما که : کیف قهوه ای و مشکی بگیرم خوبه ؟

من : قهوه ای و مشکی؟ جفتشووو دارم که خب 

شوهر : خب اخه به همه رنگ میاد 

من : باشه بگیر 

....

چند دقیقه بعد گوشی زنگ میخوره 

من : جانم

شوهر : کیف آبی و زرشکی بگیره خوبه 

من :  ( یعنی من یه غلطی کردم گفتم مشکی و قهوه ای دارم و البته زود هم پشیمون شدم و گفتم همونا که 

خودت گفتی خوبه چون میدونستم چی میشه)

من : نمیدونم رنگشون خوب باشه یا نه , همون مشکی و قهوه ای باشه خوبه , قهوه ایشم که میگی تیره اس , کیف 

خودم روشنه , بگو همونا رو بگیره 

خلاصه با کلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی چونه زدن که آبی و زرشکی نمیخوام آقا غلط کردم , شیکر 

خوردم و .... ( بعدا که عکسا رو دیدم فهمیدم که خوب کردم نگرفتم چون آبیش آبی که میخواستم نبود )

شوهر : ای بابا 

خدافظی کردیم 

2 دقیقه بعد یک تماس دیگه 

شوهر : اگه 2 تا کیف یه شکل باشه یکیش مشکی یکیش قهوه ای خوبه ؟ 

من : نه باباااااااا نمیخوام همون مشکی و قهوه ای رو که اول گفتی بگیر 

...

یعنی 2 تا نابغه خوردن به پست مااا و خواستن کیف بخرن واسه من . ولی وقتی فهمیدم قیمت هاشون چند بوده 

میخواستم این شوهر رو بکشم , راه پس دادن همنبود چون آقای برادر برگشته بود به شهر خودشون . درسته که بازم

نصف قیمت خریده واسم کیفا رو ولی اگه میخواستم این همه پول بدم همین جا با سلیقه خودم میخردیم  

من سالی یه دونه کیف میخرم ولی خوبه شو میخرم یعنی تقریبا میشه گفت با قیمتی که اینا واسم خریدن برابری

میکنه و بازم با توجه به قیمت های روز  , 2 سال هم بود که کیف نخریده بودم ,چون هر وقت برادر شوهر بزرگه امده

بود یکی واسم سوغاتی میاورد. منم میدیم خب چه کاریه حالا به سلیقه ی خودم نباشه ولی خوبه استفاده میکنم .

ولی این سری  خودمون سفارششو دادیم , خودمون یعنی احسان خان ! قرار هم بود خودمون پولشو بدیم و برادر هم 

واسمون پستش کنه چون ایران نمیاد احسان خان هم باز خوش چس بازیش گل کرده 2 تا خریده !! اونم با این قیمت 

یورو !!! حالا من چی بگم بهش؟ کلی چیز میز و کوفت میخوام نخریدم که صرفه جویی شه مثلا !! اون وقت اینجوری 

شده .

 البته اون 2 تا کیفی که برادر شوهر قبلا واسم آورده خدایی جنسش خوبه و البته چرم ِ, یکیش از این دوشی ها س 2 

سال بیشتره دارمش  تقریبا همه جا میبرمش کیف به اون کوچیکی رو کتابای کلفت دانشگاه رو میذاشتم توش , تازه 2 

تا کتاب همزمان , حالا فکرشو بکنید دیگه چه جون سختی دارن این کیفااا ( دارم تبلیغ میکنم ) !!!!

حالا منم یه کاری کردم  

برداشتم تو ف ی س ب و ک یه پیج ساختم , میخوام تا زمانی که کیف به دستم میرسه , یعنی احتمالا واسه ژانویه , 

 اعضای پیجم بره بالا و من این 2 تا کیف رو بفروشم با قیمت قبل حراج , البته تو ایران هم همون قیمت قبل حراجش در 

میاد اگه همچین جنسی باشه , شایدم بیشتر . بعد با پولش 4  تا کیف  بخرم دوباره و همین جور تجارتم رو گسترش بدم  

به نظرتون کارم میگیره ؟ پول دار میشم ؟ 

کسی نمیخواد کیف بخره ؟ جنساش خوبه هااااا  

خلاصه تعارف نکنید , فروشنده ام 



نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.